سيد جلال الدين آشتيانى

701

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

در حديث آمده است كه خداوند آدم را به صورت خود خلق كرده است . « 1 » « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » ، يكى از آيات فاتحة الكتاب است كه اختصاص به نبى ما دارد . حمد اختصاص به حمد قولى كه عبارت از « الْحَمْدُ لِلَّهِ » است ندارد ؛ چون الفاظ از براى روح معانى وضع شده‌اند نه جسد و قالب . بهر نحوى و طريقى كه حامد كمالات محمود را ابراز و اظهار نمايد ، حمد تحقق پيدا كرده است . لذا جميع موجودات ، حق را تسبيح و تحميد مىنمايند . در كلام الهى به اين معنى در مواضع متعدد اشاره شده است . در كلمات نبويه و ولويه ، نصوص و ظواهر و اشارات و لطائف زيادى بر اين معنى كه حقايق وجوديه و موجودات ، اعم از ناطق و صامت حق را حمد مىنمايند ، موجود است . موجودات باعتبار خصوصيات وجودى و وجدان كمالاتى كه از حق به آنها افاضه شده است ؛ و باعتبار وجود قوهء كمالات و انتقال از نقص بكمال و وصول بغايات وجودى خود ، حق را از شريك و صفات نقص و عجز تنزيه مىكنند . چه آنكه هر مقيدى حاكى از مطلق ، و هر ناقصى كه طالب كمال است ، حكايت از كامل مطلق مىنمايد . حقايق ممكنه ، چون مجلاى فيض و ظهور حقند ، و از خود چيزى ندارند ، نحوهء وجود آنها همان اظهار كمالات حق سرمد است . مبدا افاضهء جميع نعم ، از ظاهرى و باطنى مثل صحت و رزق و معرفت و علم ، حق اول تعالى مجده مىباشد . مبدا كل و حافظ كمالات امكانيه اوست . باعتبار آنكه مدبّر نظام وجودى است ، رب و پروردگار عالم است . رجوع همهء اشياء بسوى اوست ، و كمالات اشياء در حقيقت از اوست .

--> ( 1 ) . اين حديث و برخى ديگر از احاديث كه از حيث مضمون متقاربند ، در كتب عامه نقل شده است . برخى در سند و جمعى در مضمون آن خدشه كرده‌اند ، ولى از طرق خاصه و علماى اماميه مضامينى قريب به اين مضمون وارد شده است ، كه مؤيد روايات مرويهء از طرق عامه است . معناى اين احاديث در نهايت تماميت و صحت است ، و شكى نيست كه حقيقت محمديه عليهم السلام ، واسطهء در خلقت مىباشند . اين معنى متواتر است و شكى در افضليت او از جميع كائنات نيست . ما در مقام بيان ادلهء نقليه و عقليه بر اتحاد روحى و نورى حضرت ختمى با ائمهء طاهرين ، باعتبار باطن مقام ولايت ؛ اين مطلب را مشروحا بيان خواهيم نمود .